غزهامروز شب هفت اولين شهيد غزه مي‌باشد. يك خانه در عزاي هفت بچه خود است و فردا نيز خانه‌اي ديگر مراسم هفت شهيد خود را برپا مي‌كند. و اين هفت‌ها ادامه خواهد داشت تا اينكه يك شيرمرد مانند حيدر كرار بلند شود و خيبر را يك‌تنه بلند كند و مومنان صدر اسلام بر يهوديان پيروز گردند.

يكي امروز به شهادت مي‌رسد و ديگري در عزاي او مي‌نشيند غافل از اينكه فردا ساعاتي ديگر خودش است و عزيزاني ديگر كه بايد در عزاي او بنشيند. سران ممالك اسلامي كماكان در خواب غفلت به سر مي‌برند و پول نفت را بر خون مسلمانان غزه ترجيح مي‌دهند. دست دوستي براي بدست آوردن پچايي پول بيشتر به سوي هر نامردي بلند مي‌كنند غافل از اينكه اين نفت‌ها بلاي جان هزازان غزه‌اي مي‌شود.

بله عزيزان آبي. ما از آنروزي كه اين وبلاگ رو براي عزيزان آبي تشكيل داديم بر اين قرار گزاشتيم كه فقط از آبي بنويسيم اما روزگار با ما بس غريبي مي‌كند. يكسال پيش در چنين روزي عزيزي از بين ما رفت كه من اولين موضوع غير استقلالي رو به اون اختصاص دادم و او چيزي نبود جزء مرگ غريب‌الوقوع آيدين نيكخواه بهرامي عزيز. و امروز نيز به يك واقعه جانگداز ديگه اشاره مي كنم كه غير آبي هستش. و اون هم قتل و عام دسته جمعي مردم بي دفاع غزه هستش. مردمي كه جان خود را در كف دستان خود مي‌بينند و هر لحظه انتظار مرگ مي‌كشند. مردمي كه هنوز داغ پسرانشان را به دست فراموشي نسپرده‌اند كه مردان خود نيز از دست مي‌دهند. و بعد از آن خانه آنها نيز از يوغ حملات يهوديان صهيونيست در امان نخواهد بود و آنها نيز به ديار باقي مي‌شتابند.

ما كه هيچ چيز جزء دعا كردن براي اين مردم مظلوم نداريم. پس اي پسران و دختران آبي براي آزادي هرچه زودتر غزه شما هم روزي 3 صلوات بفرست تا اينكه ميليونها صلوات براي آزادي غزه فرستاده شود.

بر محمد و آل محمد صلوات