رقص پرچم
اینجا آزادی است. جایی که یکصد هزار آبی دل باید در دل آن جای بگیرند؛ جایی که پیر و بچه نمی شناسد همه و همه برای اعتلای نام آبی می جنگند. جنگ میدان با یازده مرد و جنگ بیرون آن با میلیونها هواخواه آن تیم آسمانی که این همه هوادار دیوانه وار دارد.
وقتی وارد مجموعه آزادی می شوی و می خواهی وارد استادیوم شوی یک شیب کمی ملایم به سراغمان می آید که می گوید سریع برو و جای بگیر که این مردان نیاز به پشتیبانی دارند, نیاز به هیاهوی من و تو را دارد. وقتی که ورزشگاه یکدست آبی پوش می شود دیگر صدا به صدا نمی رسد, دست دست را نمی شناسد و صدای رقص پرچم های آبی در دستهای عاشق تو تنها سخنی است که سکوت سرد آزادی را می شکند.آهنگ ترانه های همیشه دل نشین تو ورقص پرچم های همیشه در اهتزازت شوق آبی بودن و آبی ماندن را در دل من تداعی می کند و می گوید این همان تیمی است که حاضرم به خاطرش جان و مالم را فدای یکی از آن ساق های طلایی بکنم.
با عشق آبی در سینه و هوای استقلال در سر و با صدای فریادهای من و تو در آن هیاهوی, فاصله ها شکسته می شود و همه با هم فریاد استقلال گل بزن تو قهرمانی تیم محبوبمان را به انجام یک بازی خوب و دلنشین راهنمایی می کنند.
آبی پوشان یک بار دیگر وار مستطیل سبز می شوند هواداران به پاس احترام از جای خود کنده می شوند و اشک شوق در چشمان آن همه آبی دل نقش می بندد و همه و همه فریاد سر می دهند: استقلال دوست داریم و تا آخرین نفس های خود و با هر دم و بازدم می گوییم استقلال قهرمان دوستت داریم.
پس تو ای آبی دل عاشق, در هوای آشنای آزادی, پرواز پرچم های آبی را که دیدی با عشق در سینه و با هوای در سر و با حنجره ای در گلو فریاد بزن:
استقلال دوستت داریم و در انتظار روز آسمانی شدنت هستیم.

این وبلاگ واسه هر چی استقلالی 2الی 3 الی ... آتیشه ساخته شده است. پس اگر واقعاً استقلالی هستی نظر بده.